| معلم در گفتگو با مهر: | |
| دانش نظری مسیر فیلمسازی را هموار میکند | |
| تهیهکننده فیلم سینمایی "آل" دانش نظری منتقدان را عاملی میداند که مسیر فعالیت در حوزههای مدیریتی و فیلمسازی را برای آنها آسان میکند. | |
علی معلم به خبرنگار مهر گفت: فعالیت در زمینههای مختلف سینما بستگی به حوزه خلاقیت و جنبههای مختلف استعداد افراد در این عرصه دارد. آگاهی از دانش علمی و تئوریک درباره سینمای ایران و جهان در روند تولید فیلم به فیلمسازان کمک کرده و تاثیر بسیاری بر کیفیت اثر ارائه شده میگذارد. تهیهکننده فیلم سینمایی"گاو خونی" افزود: آشنایی با موقعیتها و خلاءهای فعلی سینما به شناخت نیازهای آن کمک میکند و فیلمسازان را در مسیری درست، در جهت ارتقای کیفی سینمای ایران قرار میدهد. تجربه سبکهای مختلف، آشنا کردن مخاطبان با ژانرهای جدید و ایجاد توقع و بالا بردن سلیقه تماشاگران از وظایف فیلمسازان و افراد حرفهای در این عرصه است. معلم با اشاره به فعالیتهای حرفهای خود در سینما و تلویزیون گفت: من در رشته کارگردانی تحصیل کردهام و علاقهای که به حوزههای مختلف سینما داشتم برایم امکان تجربه فعالیتهای مختلف اما مربوط با سینما در بخشهای عملی، نظری و مدیریتی را به همراه داشت. حاصل این تجربیات شناختی کامل از نیازها و مشکلات سینمای ایران، افزایش سطح آگاهیهای تئوری و نوآوریهای سینمای جهان بود. مدیر مسئول ماهنامه "دنیای تصویر" درباره گرایش منتقدان به فیلمسازی گفت: حضور در حوزه ادبیات و شناخت جنبههای نظری، موقعیتها و واقعیتهای فیلمسازی در هر شرایطی به فیلمسازان در ساخت فیلم کمک میکند اما موفقیت در حوزههای مختلف سینما به میزان توانایی و استعداد هر فرد بستگی دارد. برخی توانایی لازم برای حضور در بخشهای مختلف عملی و نظری را دارند و برخی چنین قابلیتی ندارند. این منتقد ادامه داد: متاسفانه زمانی که منتقدان آگاهانه اقدام به ساخت فیلم میکنند، مورد بیمهری فیلمسازان قرار میگیرند و اثر آنها با بیعدالتی و بدون توجه به جنبههای مثبت آن، تنها با در نظر گرفتن حوزه کاری فیلمساز مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. تهیهکننده فیلم سینمایی "ازدواج به سبک ایرانی" درباره تاثیر نگاه منتقد در ساخت یک فیلم سینمایی گفت: جریان نقد و فیلمسازی در کنار هم باعث افزایش آگاهی فیلمساز از کمبودهای موجود در این عرصه میشود. من سعی میکنم دقت و ظرافت بالایی در انتخاب و تولید آثار به خرج دهم و قبل از نمایش عمومی فیلم در مشاوره با دوستان منتقد برای رفع ضعفهای آن اقدام کنم. معلم در پایان گفت: امیدوارم بستری فراهم آید که شاهد محصورکردن افراد در حوزه فعالیتی خاص نباشیم و افراد به راحتی از تمام توانمندیها و قابلیتهای خود در زمینههای مختلف استفاده کنند. |

سینمای ما - گلاویژ نادری: سيفالله داد به اذعان بسياري از اهالي سينما بهترين معاون سينمايي وزارت ارشاد در طول سالهاي گذشته بود. سينماگران ازهرطيف و گروه در زمان حياتش مديريت او را تحسين ميكردند و مرحوم داد را از خود ميدانستند. هرچند انتقاداتي هم به او و نحوه مديريتش داشتند اما با مرحوم داد همراه ميشدند و كار خود را پيش ميبردند چراكه داد بيش از ديگر معاونان سينمايي اهل تعامل و گفتگو بود و عقايد خود را بر ديگران تحميل نميكرد. براي بررسي نقاط قوت و ضعف كارنامه مديريتي مرحوم داد به سراغ علي معلم رفتيم كه يكي از دوستان ديرين سيفالله داد است واز سالها پيش رفاقت نزديكي با آن مرحوم داشت. معلم زياد مايل به گفتگو درباره سيفالله داد در اين مقطع زماني نبود اما پس از پذيرفتن مصاحبه هم به صفات پسنديده او پرداخت هم دلايل ناكارآمدي بعضي از سياستهاي او را برشمرد. با اينكه معلم بر اين اعتقاد است كه مرحوم داد ساختار جديدي در سينما بوجود آورد اما تاكيد ميكند به دليل مشكلات موجود در قوانين و ساختار اداري وزارت ارشاد، معاونان سينمايي نميتوانند تمام آنچه را در نظر دارند به اجرا درآورند و بايد براي رسيدن به نتيسجه مطلوب اين ساختار ناكارآمد تصحيح شود تا ديگر مدير فرهيختهاي مانند سيفالله داد تنها نماند.
آشنايي و ارتباط شما با آقاي داد از چه زماني آغاز شد و آخرين باري كه با ايشان تماس داشتيد كي بود؟
به نظر من يكي از گرفتاريهاي بزرگ مملكت ما در همه ابعاد از جمله
سينما، ادبيات و... اين است كه بعد از مرگ همه به ياد بزرگان ميافتند.
اسماعيل فصيح ميميرد، هيچكس نميگويد چرا او تا لحظهاي كه زنده است از
سوي جامعه اسلامي تشويق نميشود و اجر مادي و معنوي نميديد. به رسول
ملاقليپور آنقدر ضربه زدند كه بالاخره يك روزي كارساز شد. زندگي آدمها
را تحت فشار قرار ميدهيم و اين فشارها در يكي تبديل به سرطان ميشود و
ديگري از بيماري قلبي ميميرد. البته كه مرگ دست ما نيست اما ما ميتوانيم
مسبب پنهان مرگ ديگران باشيم. اين يك نوع بيماري در ماست. هيچوقت دوست
نداشتم درباره افراد كه ميميرند بهخصوص آنهايي كه صادقند حرف بزنم.
افرادي كه اهل جعل هستند، افرادي را دارند كه ازشان حمايت كنند. اما
آنهايي كه صادق هستند هميشه بعد از مرگشان آدمها ياد خوبيهايشان
ميافتند، مثل سيفالله داد. هيچوقت ادعاي نزديكي با خانواده آقاي داد
نداشتم و رفيق گرمابه و گلستان او نبودم اما از سالهاي پس از همان زماني
كه «زير باران» را ساخت، بهروز افخمي فيلمبردار شده بود داد را ميشناختم.
ارتباط ما از همان زمان بهوجود آمد و تا همين دو، سه ماه قبل كه يكي دو
مرتبه در جريان انتخابات به من زنگ زد، ادامه داشت.
مهمترين ويژگيهايي كه از مرحوم داد به يادتان مانده چه چيزهايي است و نطقه قوت شخصيت او را بيشتر در چه ميدانيد؟
با اينكه بيسار سختي ديده بود و ميديد هيچوقت آدم تلخي نميشد.
زماني كه از خانه سينما مستقيم وارد معاونت سينمايي شد، همه استقبال و
تشويق كردند اما بعد هم دوستان به سبب اينكه سهم خودشان را در دوستي
جستوجو ميكردند، شروع به انتقاد از سيفالله داد كردند و اين رفتار
بسيار غلط بود. سيفالله بعد از اينكه از معاونت سينمايي بيرون آمد، خيلي
آشفته بود. حتي اگر اشتباه نكنم پنج، شش ماه با هيچكس مراودهاي نداشت و
حرف نميزد. وقتي در آن زمان با او حرف زدم و گفتم چرا ناپديد شدي، گفت،
چيزهايي در مديريتم ديدم كه دوست ندارم اهل سينما را ببينم و اين موضوع تا
اين اواخر با او بود. اما چون آدم باايماني بود از تلخيها، شيرين بيرون
ميآمد. هميشه حرفش را ميزد، سر استدلالهاي منطق خودش ميايستاد. لغو
نميگفت، تعارف نميكرد، سعي نميكرد رياكاري كند كه خصيصه روزگار ماست.
به هيچوجه اهل ريا نبود. اخلاقش را به جاي مهر روي پيشانياش نميدانست،
سلوك شخصي داشت. سيفالله براي نظريات و عقايدش اهميت قائل بود و به آنها
عمل ميكرد.
وقتي معاون سينمايي شد ما را به دفترش دعوت كرد و به همه
گفتم تو از صنف خانه سينما آمدي، اسم كسي را به دليل اينكه به تو اعتراض
ميكند خط نزني. چون اين مساله پيش از مديريت او بسيار اتفاق افتاد و برخي
اعضاي خانه سينما به دليل برخوردهاي تند حذف ميشدند. اما اين اتفاق در
دوره داد نيفتاد و او سعي ميكرد با همه تعامل و گفتوگو ديالوگ داشته
باشد.
همه مديران نقاط ضعف در كارنامه خود دارند كه درباره مرحوم داد
نقاط قوت بر ضعف مديريتي او ارجح بود اما فكر ميكنيد مشكل و ضعف دوران
مديريت آقاي داد چه بود؟
به نظرم يكي از دلايل ضعف مديريت سيفالله داد، تكيهاش بر مديريت
مهندس مهدي سليمي، قائم مقامش بود كه به نظر من با اعتقادات داد هخوان
نبود و باعث آزار و اذيت او ميشد. خدا او را هم رحمت كند. پشت سر مرده
نميخواهم بد بگويم.
پشت سر رفتار مرده بد ميگويم، چون شخصا آقاي
سليمي را دوست داشتم و با هم از زماني كه ايشان در مركز آموزش فيلمسازي
مدير بودند و من در آنجا دانشجو بودم، رفيق بوديم. سيفالله اعتقاد داشت
بايد صنف و اهالي سينما را جدي گرفت البته احتياطها و نظريات خودش را
داشته و اشتباهاتي هم در معاونت سينمايي صورت گرفت. يكي از مواردي كه خيلي
خوب شروع شد و بعد به نتيجه نرسيد، شوراي معاونت سينمايي بود كه يكي از
پيشنهادات ما بود. من در آن زمان مطرح كردم كه ساختار معاونت سينمايي ما
بهدليل اتخاذ تصميمات فردي غلط است. گفتم بايد شوراي عالي در معاونت
سينمايي مركب از 15 تا 20 نفر از كساني كه منافع شخصي ندارند باشد كه
تصميمات كلان در سينما را كه ممكن است به بحران بينجامد اخذ كنند. به داد
گفتم رئيس شورا هم خودت باش تا حق وتو داشته باشي. هنوز هم همين اعتقاد را
دارم و معتقدم اگر اين ساختار تصحيح نشود، هيچ مديري نميتواند، مديريت
خوب داشته باشد. سيفالله داد بعدها اين شورا را تبديل كرد به شوراي عالي
توسعه سينماي ايران كه به گفته خودش قلب سينمايي ايران بود. به عبارتي
پارلمان سينما درست كرد. ايده بدي هم نبود اما از آن ايدههايي است كه
جواب نميدهد. چون تعداد زياد آدمها، تصميمگيري را مشكل ميكند. اولين
جلسه اين شورا با حضور همه آدمهاي مهم سينما تشكيل شد. از عباس كيارستمي
تا حسين فرحبخش حضور داشتند. طيفهاي مختلف در اين جلسه شركت كردند. تجربه
بدي نبود اما همانطور كه فكر ميكردم، كارهاي بزرگ با اين شكل در ايران به
نتيجه نميرسد. نميگويم سيفالله اشتباه كرد، او تجربه ناموفق كرد، سپردن
امور در يك نظام بسته مديريتي به يك جمع بزرگتر و عدم تمكين از آن جمع و
سپردن امور به دست صنفي كه هنوز بالغ نيست، باعث شده اين كار به نتيجه
نرسد. اما تجربيات بسيار خوبي به دست آمد. اولين و دومين جشنوارهاي كه
بعد از انتخاب سيفالله برگزار شد، تقريبا مهمترين جشنوارههاي فجر در
سالهاي اخير بودند. در همان دوره سينمايي مطبوعات به دست انجمن منتقدان
سپرده شد. سيفالله به من كه رئيس انجمن بودم زنگ زد و گفت سينماي مطبوعات
با تو. بيش از 700 مهمان خارجي و داخلي غير از مطبوعات داشتم. آن سال از
محمود دولتآبادي تا بسياري از نمايندگان خبرگزاريهاي خارجي در سالن
مطبوعات بودند و ارتباط بسيار خوبي برقرار شد اما متاسفانه جريان دولتي و
اداري وزارت ارشاد اين تصميمات را نميپذيرفت او در برابر آن مقاومت
ميكرد.
اين روحيه تعاملي و شورايي كردن امور به شخصيت آقاي داد برميگشت يا اينكه از هنرمند بودن و عضويت او در خانه سينما ناشي ميشد؟
به نظر من به روحيه شخصي سيفالله داد بر ميگشت. بسياري اين روحيه
داد را به دوم خردادي بودن آن مرتبط ميدانند اما من اين اعتقاد را ندارم.
خيلي از دومخرداديها بسيار تنگ نظر و انحصارطلب هستند و كاملا خلاف آنچه
ميگويند، عمل ميكنند. من اصلا سياسي صحبت نميكنم رفتارشان اين را نشان
ميداد.
از سوي ديگر سيفالله آدم كاربلدي بود و قبل از مديريت در
معاونت سينما در سينما فيلم و در بخش خصوصي فعاليتهايي انجام داده بود و
با مسائل اين حرفه به خوبي آشنا بود و با منطق كنار ميآمد. اهل گفت و
شنود بود و نظرياتش را تعديل ميكرد. يك جاهايي هم سختتري ميكرد و
قديهاي مخصوص خودش را داشت اما با منطق ميتوانستيم او را راضي كنيم مثل
بعضي از دوستان نبود كه هر چي ميگوييم باز هم مرغشان يك پا دارد. مديريت
سالهاي اخير سينما دقيقا مصداق آدمي است كه حرف گوش نميكند. حرفها را
ميشنود، اداي دموكراسي را در ميآورد اما به آنها عمل نميكند، اين ناشي
از فقر فرهنگ است كه كسي فرض كند، نظريه او نظريه مسلط است. حتي در سطح
مقامات با اين كشور مثلا حق رهبري هم يك نظريه مطلق هنري ارائه ندادند و
خواستهاند سينماگران كليدها را با سليقه و ضوابط خودشان پيدا كنند. كار
هنر را نميتوان در چارچوب گذاشت. بعضي از دوستان اين چارچوبها را اجرا
ميكنند اما سيفالله معتقد به اين چارچوبها نبود.
نگرانيهايي
درباره از دست رفتن ارزشها داشت، آدم مومن و انقلابي بود اما معتقد بود
نظريات متفاوتي وجود دارد. براي همين ميبينيد او از فيلم خانم ميلاني تا
آقاي شورجه را تدوين كرده است و معتقد بود كسي در سينما اجل بر ديگري
نيست. شايد دليل اينكه بعضي از دوستانش به او تاختند اين بود كه سهم
ويژهاي براي آنان در نظر گرفت.
به ديگران هم كه از نظر آنان غيرخودي بودند، ميدان داد تا بتوانند وارد عرصه شوند؟
بله. كاملا درسته. متاسفانه يك بيماري در سينماي ايران وجود دارد
آن هم انحصارطلبي در سينما است. هر گروهي كه در سينما تسلط پيدا كرد عوض
اينكه به كل فكر كند به همفكران و هممسلكان خودش فكر كرده است. چرا بايد
امكانات به يك گروه اختصاص پيدا كند؟ ما بايد افق سينما را در نظر بگيريم
به اين ترتيب است كه خيليها ميتوانند با ما در اين مسير همراه شوند.
سالها بود ارتباط مخاطبان با سينما قطع شده بود. اما بعد از مديريت داد
فيلمهاي خوب سينما پرفروش شد. يعني انتخاب منتقدان و اهالي سينما با مردم
يكي شد و در جشنواره هم همان فيلمها مورد توجه قرار گرفت البته بعدا
بهدليل انحصارطلبي در سينما و فقدان فكر در سينماييها باعث شد معناي
آزادي با ابتذال و تكرار سوژه يكي شد.
بعضي ابتذال در سينما را يكي از نكات منفي كارنامه آقاي داد ميدانيد. ريشه اين ابتذال بهنظر شما از كجا شكل گرفت؟
واقعيت ماجرا اين است كه در دورهاي، سينماي ايران فراموش كرده
بود، نسل جديدي مخاطب آن شده است. جوانان را فراموش كرده بود. اگر يادتان
باشد، يك هنرپيشه جوان نداشتيم و بازيگر نقش اول و فرامرز قريبيان يا در
نهايت ابوالفضل پورعرب بود. اصلا جوانها از سينما حذف شده بودند و يكي
از دلايل قطع ارتباط با مخاطب همين بود. سينما براي نزديك شدن، به اين قشر
كارهايي كرد. مثلا به عقل آدمهاي بدنه سينماي ايران اينطور رسيد كه چون
جوانها گيتار ميزنند، اگر گيتار دست هنرپيشه بدهيم فيلم مورد توجه قرار
ميگيرد. فيلمها پر شد از گيتار، اما چون ظرفيت معنايي درستي در سينما
تعبير نشده بود بهتدريج به همان فرمول قديمي فيلمفارسي رسيد، اما سينما
بايد اين تجربه را پشتسر ميگذاشت البته نقد در آن زمان از سوي سيفالله
داد بسيار مورد توجه قرار گرفت و حمايت ميشد ابتدا با اعطاي زرشك زرين
مخالفت كرد و اما بعد با من تماس گرفت و گفت من اشتباه كردم. بايد نهاد
نقد آنقدر فعال شود كه لازم نباشد مديريت سينما امر و نهي كند. شما
ببينيد همان موقع آقاي فرحبش فيلمي مثل «آواز قو» توليد ميكند كه از سوي
منتقدان هم پذيرفته ميشد. اين نشان ميداد كه آقاي فرحبخش هم ميتواند
كارهاي بهتري بهعنوان تهيهكننده توليد كند. سيفالله معتقد بود بايد
نهادهاي نظارتي در صنف تقويت شود و جريان سينماي خوب را نقد كند.
اما
اهميت به نقد فقط در همان زمان اتفاق افتاد و از دور دوم رياستجمهوري
آقاي خاتمي اهميتي به نقد داده نشد و اتفاقا منتقدان سينما اولين گروهي
بودند كه قرباني شدند.
نقش خانه سينما تضعيف شد و مديران گفتند
تئوريهاي قبل شكست خورده است. در حالي كه تئوريها شكست نخورده بود، نحوه
تعامل اين تئوريها با هم و سلوك سينما با آنها اشكال داشت.
پس با
اين وجود نميتوان انتظار داشت اگر مديري همانند آقاي داد روزي بر مسند
معاونت سينمايي بنشيند، بتواند نقش موثري ايفا كند و تنها در دوره محدودي
كارايي خواهد داشت.
سينماي ايران نسبت به آن دوره بالغتر است البته
اشخاص سينما و نه اصناف بالغتر شدهاند. من معتقدم صنفهاي قوي نداريم
خانه سينما از ابتدا به فرموده تشكيل شده و مشكل اساسي آن عدماستقلال
است.
هر زمان براي استقلال سعي كرديم چون اصناف بالغي نداريم به
نتيجه نميرسيم، اما اشخاص مهمي داريم كه نسبت به مديران بيشتر ميفهمند و
افراد نسبت به زمان آقاي داد بالغتر شدهاند.
پس چرا نميتوانند موثر عمل كنند و وضعيت را از آنچه هست بهتر پيش ببرند؟
براي اينكه ساختارهاي درستي براي تعامل اينها با هم و هدايت رهبري
و مديريت درست نداشتهايم. صنف واقعي وقتي تشكيل ميشود كه صنعت خصوصي
است. بهطور مثال صنف كلهپزان، سوپرماركتها و... قوي هستند و در چارچوب
خودشان خوب فعاليت ميكنند. نرخ ميگذارند، جريمه ميكنند و... چون دولتي
نيستند خودشان اقتضائات خود را ميشناسند. البته با دولت هم تعامل دارند و
قوانين را رعايت ميكنند. اين اتفاق به اين دليل در سينما نيفتاد كه دولت
وارد ساختار شده است و تصميمات از صنف خارج ميشود. يعني ما افراد برگزيده
را وارد سرمايههاي دولتي ميكيم، موقع تصميمگيري دولت وارد ماجرا ميشود
و به افرادش ميگويد وارد اين بخش نشويد، بنابراين صنف فلج ميشود.
بهطور
مثال تهيهكنندگان در سينماي ايران بهخوبي كار خود را بلدند، ضعفهاي خود
را ميشناسند، سرمايهگذار ميتوانند پيدا كنند و معادلات دروني خود را
ميتوانند انجام دهند. طي اين سالها كار خود را بلد شدهاند، اما چيزي
باعث ميشود نتوانند تصميمگيرنده باشند، اين است كه اعتمادبهنفس آنها از
دست ميرود. تصميماتشان ملغي ميشود. دخالتهاي مديريتي و رهبري درستي هم
انجام نشده و بلوغ آنها جدي گرفته نميشود. سينماي ايران بايد بتواند به
خرد جمعي اشخاص مهمش تكيه كند و مديريت درست هم به آن نظارت داشته باشد.
يعني ظرفيتهاي خوبي از لحاظ نيروي انساني و مديريتي در سينما وجود دارد اما به آنها وقعي گذاشته نميشود و ناديده گرفته ميشود...
بله.
اما افرادي مانند آقاي داد هم نبايد تنها بمانند. ايشان بعد از رفتن آقاي
منوچهر محمدي در مديريت تنها شد. آقاي داد با مجموعه افراد سيستم وزارت
ارشاد تنها ماند. همين الان يكي از فرهيختهترين آدمهاي سينما هم
بهعنوان معاونت سينمايي انتخاب شود باز هم نتيجه خوبي نخواهيم گرفت چون
اين آدم تحت يك انقياد اداري با يكسري آدمهاي مشخص قرار ميگيرد. حال كمي
بهتر و كمي بدتر ميتواند كار كند اما ساختار ناكارآمد است. در همان زمان
هم ناكارآمدي سيستم داخلي ارشاد نتيجه فعاليتهاي سيفالله به درجه عالي
نرساند. ما بسياري اوقات چوب قواعد و ساختارهاي غلط را ميخوريم. تا وقتي
اينها اصلاح نشود، نميتوان كار درستي انجام داد. ممكن است چهار فيلم بهتر
ساخته شود اما كار اصولي و درست پيش نخواهد رفت. اين نظام سينمايي جواب
نميدهد سيفالله نظام ديگري را تجربه كرد و يكسري جوابهاي مثبت گرفت كه
باعث خلق آثار بهتر و بلوغ سينما شد و يكسري هم تبعات منفي گرفت. مقداري
سرخوردگي او هم به اين دليل بود كه نتوانست از پس اين تبعات بربيايد.

|
صنعت سینمای ایران در جریان رفت و برگشت مالی در موقعیت بدی قرار دارد. وخامت اوضاع، زمانی مشخصتر میشود که دولت در مقام یک سرمایهگذار و فیلمساز وارد عمل میشود و در جریان تولید فیلمهای سینمایی و حتی اکران آثار نقش تعیینکننده ایفا میکند. سینمای ما در چند بخش به لحاظ دخالت و نفوذ دولت دچار مشکل است. دولت گاه در جریان اکران یک فیلم وارد عمل میشود و اجازه نمیدهد اثر روی پرده برود گاه اظهار نظر میکند و تشخیص میدهد که باید فیلمی اکران شود.
این دخالتها موجب میشود تا سینماگران با کنکور چند مرحلهای در این عرصه مواجه باشند. کنکور اول دریافت پروانه ساخت است، پس از آن سینماگر باید سرمایهگذاری برای تولید فیلم خود پیدا کند. پیدا کردن سرمایه برای تولید فیلم در حالی که به واسطه نفوذ تلویزیون در سینما این صنعت دچار مشکل شده، کار دشواری است.
تلویزیون نیروهای سینما را به خود جذب میکند و در این شرایط دستمزد
بازیگران ارتقا پیدا میکند و فرصت آنان برای حضور در کارهای سینمایی کم
میشود و به وضوح میتوان درک کرد که حاصل این جریانها ضرر برای
سینماگران است. سینماگران این روزها با بحران نیروی انسانی مواجه شدهاند
و دلیل آن چیزی غیر از تولید انبوه تلویزیون نیست. مراحل بعدی کنکور
سینماگران دریافت پروانه نمایش و پس از آن هم یافتن فرصتی برای اکران آثار
است که همگی روندی فرسایشی برای کارگردانان دارد. ما در سینما با
بحرانهای مختلفی مواجه هستیم که مجموع اینها به جای آنکه سینماگران را
رو به جلو هدایت کند، دائم موجب عقب افتادن آنان از جریان اصلی میشود. به
گونهای که من تصور میکنم، اگر جریان سالن سازیها در سینمای ما همچنان
ادامه داشته باشد، تا چند سال آینده دیگر فیلمی برای اکران نداشته باشیم.
مسئله
دیگری که در این میان آسیبهایی را متوجه سینمای ما میکند، تولید
فیلمهایی است که به سفارش دولت ساخته میشود که اغلب این فیلمها نه
میتوانند تماشاگر را به خود جذب کنند و نه پیامی برای عرضه به مخاطب خود
دارند. فلسفه تولید فیلم فاخر از نگاه من قابل درک نیست. اینکه دولت برای
تولید یکی دو فیلم خاص سرمایهای هنگفت میگذارد و در نهایت فیلمی هم که
تولید میشود، جذابیت چندانی نداشته و در حد انتظارات نیست، پروسهای
نادرست و غلط است که در جریان تولید فیلمهای فاخر با آن مواجه میشویم.
اگر هدف از تولید فیلمهای فاخر ارتقای سینمای ایران است، باید این بودجه میان چند فیلم که موضوع و سازندهای قابل اعتماد دارند، تقسیم شود. اینکه بعضی کارگردانان به دلیل نداشتن نگاتیو کافی مجبور میشوند ظرافتهایی را از کار خود حذف کنند و دیگر فیلمسازان میتوانند با 400 حلقه نگاتیو در مدت زمان 6 ماه فیلم بسازند، جریانی ناعادلانه است. توجه خاص به یک فیلم و غافل شدن از دیگر آثار موجب میشود نه اینکه دارای سینمای فاخری نشویم بلکه سطح سینما هم نزول کرده و با فیلمهای کم ارزشی مواجه شویم. در فضایی که جمهوری اسلامی ایران به عنوان انقلابی فرهنگی شناخته شده است کم توجهی به سینما اصلاً قابل پذیرش نیست و نمیتوان برخوردهای گزینشی را قبول کرد.
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
فيلمبرداري «آل» به كارگرداني بهرام بهراميان، نخستين محصول سال 1388 سينماي ايران كه از روز 14 فروردين ماه در ايروان پايتخت ارمنستان جلوي دوربين رفته است، به نيمه رسيد.
علي معلّم تهيهكننده اين فيلم در گفتگو با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اعلام اين مطلب گفت: فيلمبرداري تا 23 ارديبهشت ماه در ايروان ادامه دارد و حدود 8 روز نيز در تهران كار خواهيم داشت و سكانسهاي داخلي و صحنههايي كه احتياج به اسپيشيالافكت دارند را ميگيريم.
وي ادامه داد: همه بازيگران فيلم از جمله بازيگران ارمني مقابل دوربين رفتهاند و در صحنههاي تهران هم حدود 2 نقش كوتاه داريم كه احتمالا از بازيگران مطرح استفاده خواهيم كرد.
معلم اظهار اميدواري كرد كه تا پايان ارديبهشت مراحل مونتاژ و صداگذاري فيلم كه هنوز مسئولان آن تعيين نشدهاند آغاز گردد و در نيمه دوم سال، تماشاگران شاهد اكران اين تريلر ترسناك كه تجربهاي نو در سينماي ايران است باشند.
فهرست عوامل سازندهي فيلم «آل» به شرح ذيل است: كارگردان: بهرام بهراميان، نويسنده فيلمنامه: بهرام عظيمي، بازنويس فيلمنامه: امير پوريا، مدير فيلمبرداري: فرشاد محمدي، مدير توليد: رحمت عبداللهزاده، طراح چهرهپردازي: سودابه خسروي، صدابردار: فرخ فدايي، طراح صحنه: رضا حاجيدرويش، طراح لباس: مهرنوش شاهحسيني، دستيار اول كارگردان و برنامهريز: نغمه نظري، منشي صحنه: مرضيه باسمهچي، جانشين مدير توليد: آذر معماريان، دستيار اول فيلمبردار: داريوش حكمت، دستيار دوم فيلمبردار: مرتضي نجفي، گروه فيلمبرداري: عليرضا افشاري، علي مردمي، سيد مهيار رسالت پناهي، رضا گلكرمي، مدير تداركات: محسن رودباراني، هماهنگي توليد: آندرانيك خچوميان، طراح دكور صحنه: وارطان ستراكيان، جلوههاي ويژه: آرمن پطروسيان، دستيار دوم كارگردان: ابراهيم خدايي، دستيار صدا: فريد پيرايش، دستيار صحنه: علي گلدسته، دستيار لباس: آرنيه سوكياسيان، دستيار تداركات: شاهين رادفر، مترجم: آنگينه ايوازيان، پذيرايي: محمدحسين حسنزاده، حمل و نقل: علي مهربان، سينه موبيل: امير عيديپور- علي خضرنبي، عكاس: جواد جلالي، طراح گرافيك و تيتراژ: حميد كريلي.
بازيگران: مصطفي زماني، آنا نعمتي، همايون ارشادي، هنگامه حميدزاده، كيتوش آرزويان، سونيا كاتوزيان، ليزاعزيزيان، نارنيه خاچاتوريان، سورن كانجوميان، اِتِري وسكانيان و...
مجري طرح و تهيهكننده: علي معلم، محصول: دنياي تصوير 1388
خلاصه داستان: مهندس جواني از طرف هيات مديره شركت محل كارش، همراه زن باردار خود عازم يك ماموريت كاري به ارمنستان ميشود. به تدريج زندگي آفتابي اين زوج، جاي خود را به روزهاي تيره ميدهد. حوادث عجيبي در راه است...

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
فيلم سينمايي «آل» 14 فروردين ـ روز گذشته ـ در ايروان ارمنستان كليد خورد.
علي معلم تهيهكننده اين فيلم در گفتوگويي با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اعلام اين مطلب گفت: گروه از چهار فروردين ماه در ايروان مستقر شد و پس از تست گريمها با حضور بازيگران ايراني و ارمنستاني فيلمبرداري آغاز شد و طي 35 روز ادامه خواهد داشت.
«آل» به كارگرداني بهرام بهراميان و تهيهكنندگي علي معلم، نخستين محصول سينماي ايران است كه با همكاري شماري از سينماگران ارمني ساخته ميشود.
مصطفي زماني و هنگامه حميدزاده در اين فيلم نقش زن و شوهر جواني را بازي ميكنند كه براي يك سفر كاري به ايروان ميروند و با حوادث عجيبي روبرو ميشوند.
همايون ارشادي و آنا نعمتي به همراه 4 بازيگر ارمنستاني ديگر بازيگران اين فيلم هستند كه 90 درصدش در ارمنستان فيلمبرداري ميشود.
انتهاي پيام
مردمک
شماره جدید نشریه فرهنگی- هنری «دنیای تصویر» پس از یک سال وقفه، با انتشار گزیدهای از 100 شماره نخست این نشریه به مناسبت نوروز 88 بر روی دکههای روزنامه فروشی قرار گرفت.
شماره جدید دنیای تصویر با عکسی روی جلد مصطفی زمانی، بازیگر نقش یوزارسیف در سریال یوسف پیامبر که در فیلم جدید «آل» بازی میکند و مطالبی از داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی و تئو آنجلوپولوس منتشر شده است.
نقد فیلمهای لیلا، طعم گیلاس، هنرپیشه، بادکنک سفید، روز واقعه و پدرخوانده از جمله مطالب دیگر شماره 184 این نشریه است.
ماهنانه دنیای تصویر در 20 اسفند ماه 1386 به همراه هشت نشریه دیگر از جمله نشریه فرهنگی هنری هفت با حکم هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد.
به گفته علی معلم، مدیرمسئول و سردبیر دنیای تصویر تبلیغ سینمای غرب و
استفاده از تصاویر نامناسب از دلایل لغو انتشار این نشریه فرهنگی پس از
نزدیک به 15 سال انتشار اعلام شده بود.
توقیف دنیای تصویر که یکی از نشریات محبوب سینمایی در سالهای گذشته به
شمار میرود، با اعتراض بسیاری از هنرمندان و سینماگران رو به رو شد.
در فروردین سال 87 گروهی از هنرمندان با صدور بیانیهای خواستار رفع توقیف نشریه دنیای تصویر و نشریه هفت شدند.
بهرام بیضایی، ناصر تقوایی، مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، کامبوزیا پرتوی، کمال تبریزی، کیومرث پوراحمد و جعفر پناهی از جمله 121 سینماگر امضا کننده این بیانیه بودند.
گروهی از سینماگرانی که در دومین جشن نویسندگان و منتقدان سینمایی در تیر 87 برای گرفتن جایزه خود به روی سن رفتند، خواستار ادامه انتشار این دو نشریه شدند.
هرچند مسئولان وزارت ارشاد به درخواست سینماگران برای رفع توقیف دنیای تصویر و هفت توجه نکردند، اما پس از آن در 22 آذر 87 شعبه 27 دادگاه قضایی شهید بهشتی رای هیات نظارت بر مطبوعات مبنی بر لغو امتیاز دنیای تصویر را باطل کرد.
علی معلم در پاسخ به حسن کامران، نماینده اصفهان و عضو هیات نظارت بر مطبوعات که نشریه دنیای تصویر را نشریهای زرد خوانده بود، گفته بود: از نظر اين عده اصولا فيلمها و سريالهای پربيننده بیارزشند و مجلهها و نشريات پرمخاطب، مبتذل. اما فيلمها و سريالهایی كه ميلياردها تومان خرج آنها میشود و كسی آنها را نمیبيند و يا نمیخرد، ارزشمند هستند.
ایلنا: ماهنامه سینمایی دنیا تصویر به مدیر مسوولی علی معلم که نزدیک به یک سال با حکم هیات نطارت بر مطبوعات توقیف شده بود ، پس از صدور حکم دادگاه و لغو توقیف منتشر شد .
به گزارش خبرنگار ایلنا ؛ شماره 184 ماهنامه دنیای تصویر با گلچینی از
مطالب منتشر شده شماره 1 الی 100 وبا تصویری از مصطفی زمانی بازیگر نقش
یوزارسیف در سریال یوسف پیامبر بر روی جلد خود و با شعار با مهر به گذشته
بنگر منتشر شد ه است .
علی معلم مدیر مسئول و سردبیر ماهنامه دنیای
تصویر در سرمقاله ابتدایی مجله در خصوص توقیف مجله و مشکلات انتشار مجدد و
سختی های یک ساله گذشته سخنی نگفته است و اعلام کرده است :از همه آنانی که
با محبت دست دوستی و خلوص مارا در دست گرفتند و شانه به شانه مان دادند تا
دوباره باهم باشیم . سپاسگزارم شرحی نمی هیم و در سکوتی آمیخته با تبسم به
بهار خوش آمد می گوییم
شماره 184 ماهنامه دنیای تصویر با انتشار مطالبی از داریوش مهرجویی ، مسعود کیمایی ، سعید عقیقی و امیر پوریا متشر شده است.
به گزارش خبرنگار مهر، علی معلم مدیر مسئول و سردبیر "دنیای تصویر" در صفحات ابتدایی این شماره در مطلبی با عنوان "با مهر به گذشته بنگر" ـ واژگونشده نام فیلم کلاسیک "با خشم به گذشته بنگر" ـ آورده است: یکسال از چشم شما پنهان ماندیم، اما فراموش نشدیم. شما را از یاد نبردیم و شما نیز ما را. فرصتی بود برای تامل و تعمق. مرور بر گذشته، بر آنچه نوشتیم و ننوشتیم. خواستیم و نشد. نخواستیم و شد. امتیازات، خطاها، قوتها، ضعفها، راههای طیشده، بنبستها و...

شماره 184 نشریه "دنیای تصویر" که تقریبا یکسال پس از لغو مجوز آن منتشر میشود، در واقع یادمانی است از شمارههای یک تا 100. از سال 1371 تا 1380 و مطالب آن گزیدهای است از میان بیش از 120 هزار صفحه که در این 10 سال در مجله قلم زدهاند. این شماره با گزیده یادداشتهای سردبیر آغاز میشود.
در بخش مقالات برگزیده مطالبی چون سینما به روایت ریدلی اسکات، اسپیلبرگ از کوبریک میگوید، نویسندگان، منتقدان و شاعرانی که بازیگری را تجربه کردهاند، جان فورد به روایت برتران تاورنیه، 20 فیلم برگزیده دهه 70 از نگاه 73 فیلمساز و منتقد، 20 فیلم پرفروش دهه 70، میزگردی درباره سینمای دینی و رابطه آن با اخلاق و... دیده میشود.
گفتگو با مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، آندری کنچالفسکی، تئو آنجلوپولوس، مرحوم ساموئل خاچیکیان و حمید فرخنژاد در بخش گفتگوهای برگزیده آمده و نقد فیلمهای مجید مجیدی، "لیلا"، "سفر به چزابه"، "طعم گیلاس"، "هنرپیشه"، "بادکنک سفید"، "روز واقعه"، "همشهری کین"، "پدرخوانده" و... از مطالب بخش نقدهای برگزیده است.
بخش طنزهای برگزیده به مطالب تازهترین شماره "دنیای تصویر" پایان میدهد که با قیمت 2000 تومان به روزنامهفروشیها آمده و معلم در مطلب ابتدایی خود وعده داده از شماره آینده با مطالب بهروز منتشر خواهد شد.
خبرگزاري فارس: مجله سينمايي «دنياي تصوير» سرانجام پس از يكسال با انتشار شماره 184 و با تصويري از «مصطفي زماني» بازيگر نقش يوزارسيف (حضرت يوسف(ع) در سريال «يوسف پيامبر») در فيلم جديد «آل»، از صبح امروز روي دكهروزنامهفروشيها بازگشت.
